تبليغاتX

.::نامه ای به معشوق::. - چند نکته برای زندگی

Yاگر تنهاترین تنها شوم بازهم خدا هستY

رواق منظر چشم من آشيانه توست.....كرم نما و فرود آي كه خانه خانه توست
    
 

      

               باغبان من باش! من آن نگاه سبز ياس سپيدم. رويشي بي دغدغه

                        بر سنگ بوته هاي عقيق و گلوگاه فرياد يک غرور بر

                             آواز هاي مغموم حنجره ات . بر آستان مخمل

                                  ديدگانت مرا فرياد کن و بر شمعدانی

                                              گل هايت مرا برويان

                                                باغبان من باش

                       

          اينکه تمام عشقت رو به کسي بدي تضميني بر اين نيست که اون

             هم همين کار رو بکنه...پس انتظار عشق متقابل رو نداشته

                  باش.....فقط منتظر باش تا اينکه عشق آروم آروم تو

                      قلبش رشد کنه و اگه اينطور نشد خوشحال

                                باش که توي دل تو رشد کرده 

                                 

امشب شب بی کسیه... یکی به دادم برسه... تنهاترین مرد زمین... امشب به آخر میرسه... امشب شب تنهاییه... سر رو روزانو میزارم...آخه تو اینجا نیستی و

غزل غزل گریه دارم... غزل غزل گریه دارم... غصه نشسته رو دلم...

هنوز برای شونه هات... ارزش اشکو قائلم ...حرفی نزن چیزی نگو

 فقط بزار گریه کنم...میخوام با بارون چشام ...

فاصله ها رو پر کنم .

وفاداری را از سیگار بیاموز ، با اینکه می داند زیر پا لهش می کنی تا انتها می سوزد،پاکی عشق را از معتاد بیاموز ، با اینکه می داند سیگار نابودش می کند،با تمام ذوق سیگار را می بوسد...سیگار از ذوق معتاد ، با هر بوسه شعله ور می شود...                          کاش پاکی انسان ها مانند سیگار و معتاد بود که برای هم می سوختند ولی کنار هم     می ساختند. 

 

آدم ها به هم گل مي دهند ، چون معناي حقيقي عشق در گل ها نهفته است . كسي كه بكوشد صاحب گلي شود ، پژمردن زيبايي اش را هم خواهد ديد . اما اگر به همين بسنده كند كه گلي را در دشتي بنگرد ، همواره با او خواهد ماند چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشيد ، با بوي زمين

خيس و با ابرهاي افق آميخته است

 

 

زندگي چيست؟                         

زندگي دخمه اي تاريک و طولاني است که هر چه بيشتر در آن غوطه مي خوري

به همان نسبت از آن بيزاري مي جويي،هر چه بيشتر ببيني مشمئزتر خواهي بود

و درپایان زندگی قماریست که جایزه اش(Dead)...........مرگ است.

 

 

  نمی خواهم بگویی دوستت دارم ... چون می گویی باران را هم دوست دارم اما    وقتی زیر باران خسته می شوی از آن فرار می کنی... می گویی آفتاب

را دوست دارم اما وقتی نور شدید آن تنت را می سوزاند

 از آن گریزان می شوی... می گویی نسیم را دوست

دارم اما وقتی نسیم تبدیل به باد میشود 

از آن نیز متفر می شوی...می خواهم

 مرا همچون قلبی که در سینه ات

می تپد دوست داشته باشی

 چون نمي تواني ازآن

 گريزان باشي

مانند نايي نباش که روزگار هر نوايي که مي خواهد در آن بنوازد

********

از آن جهت، عقربه ی ساعت را عقربه می ناميم که

زمان را نيش ميزند و می کُشد

********

هر وقت احساس کردی در اوج قدرتي، به حُباب فکر کن!

*********

درختان، ايستاده مي ميرند!

**********

هيچ وقت نگو فرصت ندارم تو همان زماني را در اختيار داري که فيثاغورث ،انيشتين،ارسطو و .... در اختيار داشتند

**********

در ميان هر سيب دانه اي است محدود.در دل هر دانه ،سيب نامحدود. چيستاني است عجيب ! دانه باشيم،نه سيب

**********

دنيا دو روز است يک روز با تو و روز ديگر عليه تو روزي که با توست مغرور مشو و روزي که عليه توست نااميد مگرد زيرا هر دو پايان پذيرند

 StyleDollz_Angel52

در بيمارستانی دو مرد بیمار در يک اتاق بستری بودند.

يکی از بيماران اجازه داشت که  هر روز بعد از ظهر يک ساعت روی تختش بنشيند. تخت او در کنار تنها پنجره اتاق بود .

اما بيمار ديگر مجبور بود هيچ تکانی نخورد و پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد. آنها ساعتها با يکديگر صحبت می کردند. از همسر. خانواده . خانه . سربازی يا

تعطيلاتشان با هم حرف می زدند.

هر روز بعد از ظهر بيماری که تختش در کنار پنجره بود می نشست و تمام چيزهايی که بيرون از پنجره می ديد برای هم اتاقيش توصيف می کرد.

بيمارديگردرمدت اين يک ساعت.باشنيدن حال وهوای دنيای بيرون.روحی تازه

می گرفت.مرد کنار پنجره از پارکی که پنجره رو به آن باز می شد می گفت.

اين پارک درياچه زيبايی داشت. مرغابيها و قوها در درياچه شنا می کردند و کودکان

با قايقهای تفريحيشان در آب سرگرم بودند. درختان کهن منظره ی زيبايی به آنجا

بخشيده بودند و تصويری زيبا از شهر در افق دور دست ديده می شد.

مرد ديگر نمی توانست آنها را ببيند. چشمانش را می بست و اين مناظر را در ذهن

خود مجسم می کرد و احساس زندگی می کرد.

روزها و هفته ها سپری شد.

يک روز صبح پرستاری که برای حمام کردن آنها آب آورده بود. جسم بی جان مرد کنار

پنجره را ديد که در خواب و در کمال آرامش از دنيا رفته بود. پرستار بسيار ناراحت شد

و از مستخدمان بيمارستان خواست که آن مرد را از اتاق خارج کنند.

مرد ديگر تقاضا کرد که او را به تخت کنار پنجره منتقل کنند. پرستار اين کار را برايش

انجام داد و پس از اطمينان از راحتی مرد اتاق را ترک کرد.

آن مرد به آرامی و با درد بسيار خود را به سمت پنجره کشاند تا اولين نگاهش را به

دنيای بيرون از پنجره بياندازد. حالا او ميتوانست زيباييهای بيرون پنجره را با چشمان

خودش ببيند. هنگامی که از پنجره به بيرون نگاه کرد .

با کمال تعجب با يک ديوار بلند آجری مواجه شد .

مرد پرستار را صدا زد و از او پرسيد : چه چيزی هم اتاقيش را وادار می کرده تا

 چنين مناظر دل انگيزی را برای او توصيف کند ؟

پرستار پاسخ داد : شايد او می خواسته به تو قوت قلب بدهد.

چون آن مرد اصلا نابينا بود و حتی نمی توانست آن ديوار را ببيند

عشق چیزی است که بیشتر از هر چیزی داشتنش را دوست داریم و بیشتر از هر چیزدادنش را دوست داریم و هیچ کس نمی تواند دریابد که عشق همان چیزی

است که همواره داده میشود و پذیرفته نمی شود .        «جبران خلیل جبران»

 

   

آرزو میکنم که به اندازه کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی

به انذازه کافی بکوشی تا قوی باشی...به اندازه کافی

اندوه داشته باشی تا یک انسان باقی بمونی

و به اندازه کافی امید داشته باشی

تا خوشحال بمونی

    .

تاخیر معشوق از نظر عاشق معمولا نه گناه است نه عقوبت

 چاشنی عشق کششی است که لطف دلبری

را افزون می سازد

هنگامي که هنوز چيزي براي بخشيدن داري،هرگز نا اميد نشو. هيچ چيز واقعا به پايان نمي رسد تا لحظه اي که خودت دست از تلاش برداري. از مواجه شدن با خطرات نترس؛زيرا بدين ترتيب فرصت مي يابي که بيا موزي چقدر بايدشجاع

 باشي. با گفتن اينکه :"يافتن عشق غير ممکن است"

 مانع ورود عشق به زندگي خود مشو

شما نمی توانید کسی را وادار کنید که دوستتان بدارد اما می توانید

به فردی تبدیل شوید که دوستش دارند. هرگز دوست قدیمی

را از دست ندهید زیرا جانشینی برای آن نیست

 دوستی مانند شراب است

 هر چه کهنه تر بهتر

 

نه هفت طبقه آسمان و نه هفت طبقه  زمین برای جا دادن خداوند کافی نیست

ولی قلب انسان  به تنهایی می تواند او را در خود جای دهد.

 پس مراقب باش که هیچ گاه

دل کسی را نشکنی

 

بهترین دوست اون دوستیه که بتونی باهاش روی یه سکو آروم بشینی

و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی

که بهترین گفتگوی عمرت

رو داشتی

ما واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدرش رو نمیدونیم ولی در عین حال

تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمیدونیم

چی رو از دست داده بودیم.

در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد...در یک ساعت میشه

یکی رو دوست داشت...در یک روز میشه عاشق شد

ولی یک عمر طول میکشه تا

 کسی رو فراموش کرد

دنبال نگاهها نرو...چون ميتونن گولت بزنن......دنبال دارايي نرو.....چون کم کم افول ميکنه دنبال کسي باش که باعث بشه تو لبخند بزني......چون فقط با

يه لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن کرد....کسي

رو پيدا کن که تو رو شاد کنه

بر ساحل منشین تا فقط شاهد غرق شدن تجسم عشق باشی .تن را به موجها بسپارو دل را به دریا بزن. بگذار برای نجات قسمتی از خویشتن خویش

تلاش کرده باشی هر چند خود را به غفلت و از روی

خودخواهی به آب انداخته باشی.

دقایقی توی زندگیت هستن که دلت اونقدر برای کسی تنگ میشه که میخوای اون رو

از تو رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی...رویایی رو ببین که

میخوای...جایی رو برو که دوست داری...چیزی باش که میخوای

باشی...چون فقط یک جون داری و یک شانس برای

اینکه هر چی رو دوس داری

انجام بدی

همیشه خودتو جای دیگران بذار...اگه حس میکنی چیزی ناراحتت میکنه

مسلما بقیه رو هم آزار میده...یادت باشه که شادترین افراد

لزوما بهترین چیزها رو ندارن...اونا فقط از اونچه تو

راهشون هست بهترین استفاده رو میبرن

شادی برای اونایی که گریه میکنند و یا صدمه می بینند زنده است

برای اونایی که دنبالش میگردند و اونایی که امتحانش کردن

چون فقط اینها هستن که اهمیت دیگران

رو تو زندگیشون می فهمند.

عشق با یه لبخند شروع میشه...با یه بوسه رشد میکنه و با اشک

تموم میشه...روشنترین آینده همیشه روی گذشته فراموش

شده شکل میگیره...نمیشه تا وقتی که دردها و

رنجها رو دور نریختی توی زندگی به

درستی پیش بری


عميق ترين درد در زندگي مردن نيست ، بلکه گذاشتن سدي
 در برابر روديست که از چشمانت جاريست
 عميق ترين درد در زندگي مردن نيست
 بلکه پنهان کردن قلبي است که به
اسفناک ترين حالت
شکسته شده 

دقایقی توی زندگیت هستن که دلت اونقدر برای کسی تنگ میشه که میخوای اون رو

از تو رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی...رویایی رو ببین که

میخوای...جایی رو برو که دوست داری...چیزی باش که میخوای

باشی...چون فقط یک جون داری و یک شانس برای

اینکه هر چی رو دوس داری

انجام بدی

افسوس که عشق جاودانه نیست.عشق گل سرخیست که طاقت طوفان را ندارد. عشق یک خاطره سبز است که از آمدن پاییز : فردا اگر ز راه نمی آمد من تا ابد کنار تو می ماندم من تا ابد ترانهء عشقم را در آفتاب عشق تو می خواندم در پشت شیشه های اتاق تو آنشب نگاه سرد سیاهی داشت دالان دیدگان تو در ظلمت شب گوئی به عمق تو راهی داشت لغزیده بود در مه آئینه تصویر ما شکسته و بی آهنگ موی تو رنگ ساقه ء گندم بود موهای من ، خمیده و قیری رنگ رازی درون سینهء من می سوخت می خواستم که با تو سخن گوید اما صدایم از گره کوته بود در سایه ، هیچ ، بوته نمی روید

نامه ای به معشوق

سلام ای خدای مهربون...سلام ای خدای توانا...من مصطفی هستم.

خدایا منو میشناسی؟ اونی که بهت نامه میده.اونی که هی سرت ر و درد میاره.

منم مصطفی. همونی که بهت نامه داد و جواب ندادی.

سخته برات جواب بدی خدا؟...سخته با من حرف بزنی؟

خدایا تو منو آفریدی... دوست دارم به حرفام گوش بدی...دردم رو بشنوی.

دیروز وقتی نشسته بودم تو تنهایی دلم گرفت.

وقتی فکرش رو میکنم که رفت و تنهام گذاشت دلم می شکنه.

بی خودی چشمام پر اشک می شه

یکی از دوستام می گفت:بابا برو پی کارت .رفته که رفته

تو زندگیت رو کن و اصلا فکرش رو هم نکن.

اونی که رفته دیگه هیچوقت نمیاد.

اما من بهش می گم

دوست داشتن و عاشق شدن راحته... اما دل کندن خیلی سخته.

خدایا دل کنده ام از همه کستنها امید من تویی و بس.

می ترسم خدا... می ترسم از روز جزاکه به خاطر عاشقی من رو عذاب کنی.

خدایا آزادم کن از این همه غم و درد.خدایا چرا من دیگه عاشق نمی شم؟

چرا دیگه کسی رو دوست ندارم؟خدایا خیلی ساده باهات حرف می زنم.

بی ریا چون می دونم راز داری ...آخه اینقدر دو رویی و ریا زیاد شده

که نمی شه حرف دلت رو به کسی بگویی

خدایا شاید خودت برای این دوستی نداری و تنهایی که به کسی اعتماد نداری.

خدایا می دونم رفته. می دونم دیگه نمیادو کس دیگه ای رو می خواد

اما چه کار کنم.؟دوستش داشتم الان هم دوستش دارم

خدایا منو تنهام گذاشت هیچ وقت تنهاش نگذار...

خدایا دلتنگم کرد هیچوقت دل تنگش نکن..

خدا یا اون به من نامردی کرد هیچ وقت نگذار طعم تلخ نامردی رو بچشه.

آخه خیلی سخته ،فکر نمی کنم بتونه تحمل کنه.

آره خدا من خیلی ساده هستم چون راحت عاشق شدم و راحت هم شکست خوردم.

خدایا کمکم کن کمکم کن کمکم کن

خدایا در دنیا من هیچی ندارم... هیچ کسی رو ندارم فقط تو رو دارم.

خدایا تنهام نگذار...خدایا نیم شکسته دیگه صدایی نداره.

خدایا تارم بی تار شده، زندگیم تار شده. زندگیم سخت شده

دیگه تحمل ندارم.

خدایا اگه مستی گناه نبود تا ابد مست می شدم.چون میگن مستی و راستی.

خدایا باهات درد دل کردم تو هم جوابی بهم بده.

جواب هم ندادی لااقل توی دلم نور عشق و ایمان رو روشن کن تا شاید بتونم دوباره زندگی کنم.

خدایا اشتباه فکر نکنی من شکایت نمی کنم فقط ناراحتم از دست مردم و دنیا.

همین و بس...

نامه ای از طرف آشنای امروز

فراموش شده فردا...

مصطفی

اما خدا اگه بالاي كوهها باشي

                            زير درياها باشي باز هم

                                   (((((((((( دوستت دارم ))))))))))

سخنانی ماندگار ::: حقایقی انکار ناپذیر ::: رموز جاودان زندگی

 

نخستین انسانی که به جای پرتاب سنگ، فحش داد، آغازگر تمدن بشری بوده استSigmund Freu

اگر کودکی مان را روی زمین نگذرانده بودیم، هرگز نمی توانستیم زمین را دوست بداریمGeorge Eliot

زندگی خیلی ساده است ، ولی ما اصرار داریم که آنرا دشوار سازیم.

 «کنفوسیوس»

ما هرگز بزرگ نمی شویم ، فقط یاد می گیریم که در اجتماع چگونه رفتار کنیم".

«Bryan White»

هيچ چيز بهتر از کار کردن بجای غصه خوردن ، آدمی را به خوشبختی نزديک نمي‌سازد." «موريس مترلينگ»

هر کودکی هنرمند است. مشکل این است که چطور وقتی بزرگ می شویم هنرمند بمانیم ." «Pablo Picasso»

ميانه‌روی در خرج يک نيمه معيشت است ، دوستی با مردم يک نيمه عقل و خوب پرسيدن يک نيمه دانش." «رسول‌اکرم(ص)»

انسان نباید از مرگ بترسد. چیزی که انسان باید از آن بترسد، هرگز شروع نکردن زندگی است." «Marcus Aurelius»

خلاقیت یعنی اینکه به خودت این اجازه را بدهی تا اشتباه کنی. هنر یعنی دانستن اینکه کدام اشتباه را نگه داری ." «Scott Adams»

نمی‌توانيم کاری کنيم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند اما می‌توانيم نگذاريم که روی سر ما آشيانه بسازند." «ضرب‌المثل چينی»

مغرور اگر کوچک نبود مي دانست که بزرگی در تواضع است .

تحمل و بردباري بالاترين حد جسارت است. «پاستور»

بهتر است غرورتان را به خاطر کسي که دوستش داريد از دست بدهيد تا اين که او را به خاطر غرورتان از دست بدهيد ..!!.::تولستوی::. 

لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم ؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند.»دکتر شریعتی«

عشق ما را مي کشد تا دوباره حياتمان بخشد

 

.:: نامه ای به خدا ::.

یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای  که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا !با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود :خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد.دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می کردم.یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم.تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن...

کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد.نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند.در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند...

همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند.عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت.تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسیدکه روی آن نوشته شده بود: نامه ای به خدا !

همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود:خدای عزیزم. چگونه می توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم . با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده وروز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی...

البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته اند ...!!!

                     روزگاريست همه عرض بدن مي خواهند

                 همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند

                       ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند

                      گرگ هايي که لباس پدري مي پوشند

                       آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند

                    عشق ها را همه با دور کمر مي سنجند

                    خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد

                       عشق هايي که سر پيچ خيابان برسد

 

                      

 

روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست آورد. روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. به طور اتفاقي درب خانه اي را زد.دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر دستپاچه شد و به جاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.

 دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير آورد. پسر با طمانينه و آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ » .دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي. مادر به ما آموخته كه نيكي،  ما به ازائي ندارد.» پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگزاري مي كنم»    

 سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهر فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين نسبت به درمان او اقدام كنند. 

 دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگامي كه متوجه شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد.بلافاصله بلند شد و بسرعت به طرف اطاق بيمار حركت كرد.لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن مريضش وارد اطاق شد.در اولين نگاه اورا شناخت. 

 سپس به اطاق مشاوره باز گشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد. 

آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود.به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد نزد او برده شد.گوشه صورتحساب چيزي نوشت.آنرا درون پاكتي گذاشت و براي زن ارسال نمود.

 زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت.مطمئن بود كه بايد تمام عمر را بدهكار باشد.سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد.چيزي توجه اش را جلب كرد.چند كلمه اي روي قبض نوشته شده 

بود...آهسته آنرا خواند:                                                            

      «بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است»

                          

                  اونروز که فرياد زدي دوستت دارم  گفتم بلندتر نمي شنوم

                   ولی امروز که توی گوشم آروم گفتي ديگه دوستت ندارم

                                    گفتم آروم بگو بقیه میشنوند            

              

                               دل آدما مثل يك جزيره دور افتادست

                  اينكه كي واسه اولين بار پا به جزيره ميزاره مهم نيست

                        مهم اون كسيه كه هيچوقت جزيره رو ترك نكنه

            

                                         با غبان من باش!

                                  من آن نگاه سبز ياس سپيدم.

                رويشي بي دغدغه بر سنگ بوته هاي عقيق و گلوگاه فرياد

                           يک غرور بر آواز هاي مغموم حنجره ات 

   بر آستان مخمل ديدگانت مرا فرياد کن و بر شمعداني گل هايت مرا برويان

           

        ما زمان زيادي صرف مي کنيم تا کسي را به خاطر دوست داشتن پيدا کنيم

                            يا خطاي کساني را که دوست داريم بگيريم.

      اما چه خوب مي شد اگر اين زمان را براي بيشتر محبت کردن صرف مي کرديم

           

روزگار عجیبی است...کسی که تو دوستش داری دوستت نمیدارد...کسی که تو را دوست دارد تو دوستش نمیداری...اما اگر دو نفر همدیگر را دوست داشته باشند به رسم و آئین عشق به وصال یکدیگر نخواهند رسید و این رنج است.

                              زندگي آب راهه اي است به نام وفا...

                                    ميريزد به جويي به نام صفا...

                                     ميرود به رودی به نام مرگ 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 خرداد1386ساعت 10:39 قبل از ظهر  توسط مصطفی | 
خانه

صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو

مدير وبلاگ

 

دوست عزيز من.بدون که دنيا جاي بزرگيه و براي من و تو هم به اندازه کافي جا هست...پس خودت رو دست کم نگير و تا ميتوني تلاش کن تا به هدف نهايي خودت برسي.
عشق تنها شيوه اي هست که با آن ميتوان به اعماق وجودي انسان ديگر دست يافت.موفق باشيد


ارتباط مستقيم با من

 جهت گفتگوي آنلاين و مستقيم با من آيدي valayat008 رو اد کنيد و يا بر روي شکلک زير  در صورت روشن بودن کليک کنيد.

بر روي شکل زير کليک کنيد

 

تبادل لينک و لوگو

انتخاب رنگ پشت زمينه وبلاگ

http://valayat008.persiangig.com/image/axshaye%20weblog/logo.jpg

دوستان من

وبلاگ بچه هاي علامرودشت(خودم)
وبلاگ شعر شیدا(مجتبی)
وبلاگ ققنوس نحس(الناز و برنادت)
سایت مقام معظم رهبری
شعرهای بی مخاطب(بهار)
عشق آسمونی(آیدا)
وبلاگ تنهاترینها(مسعود)
وبلاگ دلنوشته (سید مهدی)
سایت محبان مهدی
وبلاگ یک دنیا پدر(مصطفی+مریم)
وبلاگ زبور عشق(سعیده)
وبلاگ جوان پسند(الاف)
وبلاگ آقا روح الله
وبلاگ عطر ملکوت(منتظران ظهور)
وبلاگ دل نوشته(بهار)
وبلاگ آخرین معشوق(نگار)
وبلاگ محبان اهل قلم(بچه هاي روم محبان مهدي)
وبلاگ غروب ساحل(عبدالمهدی)
وبلاگ من عاشقم.عاشق(سمیه)
وبلاگ یا لثارات الحسین(داداش مجتبی)
وبلاگ آه عاشقان(یاسر)
وبلاگ بهانه عشق(ندا)
وبلاگ پاییز(سیما)
وبلاگ معشوق اگر معشوق بود(علیرضا)
وبلاگ از سر دلتنگی(مروارید)
بهانه قشنگ زندگی(محسن)
وبلاگ حجره(حاج رضا)
وبلاگ بي بي جون مثل هيچكس(آقا محمد)
وبلاگ بركه خيال(شميم)
وبلاگ شروع دوباره(همشهري عزيزم محمد)
وبلاگ عالی مخالف فیلتر(صفا)
وبلاگ پائیز بهاریست که عاشق شده است(رکسانا)

وبلاگ بچه هاي علامرودشت(خودم)

شعر شيدا(مجتبي)

عشق آسموني

(آيدا)

شعرهاي بي مخاطب

(بهار)

وبلاگ پاييز

(سيما)

وبلاگ تنهاترينها

(مسعود)

وبلاگ دلنوشته

(سيد مهدي)

سايت گروهي محبان مهدي

وبلاگ يک دنيا پدر(مصطفي+مريم)

وبلاگ زبور عشق

(سعيده)

وبلاگ جوان پسند

وبلاگ آقا روح الله

وبلاگ دريا و جزيره

(دريا)

وبلاگ يا لثارات الحسين(داداش مجتبي)

وبلاگ من عاشقم.عاشق

(آبجي سميه)

وبلاگ آه عاشقان

(ياسر)

وبلاگ آخرين معشوق

(نگار)

وبلاگ دل نوشته

(بهار)

وبلاگ ققنوس نحس

(الناز و برنادت)

وبلاگ از سر دلتنگي(مرواريد)

وبلاگ عطر ملکوت

(منتظران ظهور)

وبلاگ غروب ساحل(عبدالمهدي)

وبلاگ بهانه عشق

(ندا)

وبلاگ عاشق افسرده(عليرضا)

عضويت در وبلاگ

  جهت عضويت در وبلاگ و ارسال مطالب جديد وبلاگ اسم و ايمل خود را وارد نماييد





Powered by WebGozar

تابلو نظر سنجي وبلاگ


کدهاي آماري وبلاگ

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM
از اينکه به اين وبلاگ سر زديد يه دنيا ممنونم.......من هميشه پنج شنبه ها و جمعه ها آنلاين هستمطراح قالب
حسيني ن‍ژاد